محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
452
خلاصة الحكمة ( فارسى )
شعور دارد يا ندارد . قسم نخست عبارت از نفس فلكى است و قسم دوم عبارت از طبيعت عنصرى است كه قوهء سخريه نيز ناميده مىشود چنان كه در شرح حكمة العين آمده است . قسم سوم قوهء حيوانى است و قسم چهارم نفسى نباتى است . اين تقسيم از فلاسفه و حكما است ، ولى اطباء قوه را بر سه بخش كنند : طبيعى ، حيوانى و نفسانى زيرا يا فعل آن از روى شعور صادر گردد و آن را قوهء نفسانى خوانند يا از روى شعور نيست و در اين صورت اگر به حيوان مخصوص گردد قوهء حيوانى است و اگر اعم باشد قوهء طبيعى است و قواى طبيعى بر چهار مخدوم و چهار خادم بخش مىگردد . آن چهار مخدوم عبارتند از : غاذيه ، ناميه ، مولده و مصوره . غاذيه و ناميه كه براى بقاى شخص است : غاذيه قوه اى است كه باعث بر هستى شخص در مدت حيات اوست و ناميه قوه اى است كه براى رسيدن شخص به كمال آن است و قوهء مولده و مصوره براى بقاى نوع است . قوهء مولده كه آن را مغيرهء نخست نيز مىخوانند پس از هضم غذا آنچه را كه مادهء براى توليد مثل است جدا مىسازد و قوهء مصوره كه آن را مغيرهء دوم مىخوانند هر جزء را به شكلى كه مقتضى آن نوع است درمىآوريد . و اما قواى خادمه قوههايى است كه فعل آن براى فعل قوهء ديگرى است و آن عبارت است از : 1 . جاذبه و آن آنچه را كه بدن بدان نيازمند است جذب مىكند . 2 . ماسكه كه غذا را در مدت طبخ و هضم هاضمه نگهدارى مىكند . 3 . هاضمه كه غذا را براى آن كه جزء بدن گردد آماده مىسازد . 4 . دافعه كه فضولات غذا را دفع مىكند . چهار عامل در كار اين چهار قوه هستند كه عبارتند از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و قواى نفسانى يا قواى مدركهاند يا محركه . مدركه يا ظاهر است و آن عبارت است از حواس ظاهرى يا باطن است و آن حواس باطنى است و قواى محركه كه آن را فاعله نيز مىنامند تقسيم مىشود به آن كه باعث حركت مىگردد يا خود به مباشرت محرك است آن را كه باعث بر حركت مىشود شوقيه و نزوعيه نيز مىنامند اگر براى جلب نفع باشد ، شهوى و شهوانى و بهيمى و نفسى ( نفس اماره ) . ناميده مىشود . و اگر براى دفع ضرر باشد قوهء غضبى و قوهء سَبُعى و قوهء نفس لوامه خوانده مىشود و قوهء فاعلهء محركه آن است كه اعصاب را به وسيله تشنج عضلات مىكشاند تا اعضا به مبادى خود نزديك شوند ، چنان كه در گرفتن دست يا رها